خلصت فیک کل الکلام یا معلم القلب الغرام

همه چیزی (کلامی ) که باید می گفتم تمام کردم . ای کسی که عشق و (عاشقی) را به من آموخت

قلبک نادانی ، رجعنی تانی، دوب حنانی فی هواک

قلبت با من حرف زد ، به من بازگرد ، آرزوی (شهوت ) من در عشق تو ذوب می شود

حبیت ملامحک کلها

هر چیزی درباره تو را دوست دارم

من نظرة واحدة شفتها

از یک نگاه به تو (یک نگاه تو را دیدم )

عمري بهواک ابتدی یا نسمة زی الندی

عشق من با دوست داشتن تو شروع شد ، تازه مثل شبنم صبح

یا احلی غنوة قلتها

زیباترین آهنگ که برای او گفتم ( خواندم )

حسیت بحبک قلتها

احساس کردم عشق تو این را می گوید

و سمعت منک ردها

و از تو جوابش را شنیدم

شوقي اللي قلبي مصدقه هو اللي قلبک صدقه

عشق باورشده و راستین قلب من همان است که قلب تو باور کرد ( تو باور کردی )